سه شنبه 23 مهر 1398   10:42:53
            امام موسی کاظم (ع  ) میفرمایند:شیعه ما تنها کسى است که تقوا پیشه و مطیع خداوند باشد.                    
     
 
دكتر يادگاري
توقعات و ثمرات مولود مبارك انقلاب

جهاد دانشگاهي به تعبير مقام معظم رهبري، مولود مبارك انقلاب است. انقلابي كه با نام خدا آغاز شد ومسير خود را با دو بال دين و دانش گشود. كارنامة جهاد دانشگاهي هرچند پربار و شايسته است، اما آن مسيري كه در ذهن و آرمان بزرگان نظام وبنيانگذاران جهاد دانشگاهي وجود داشته، تا چه اندازه محقق گرديده است. محور مصاحبه با دكتر يادگاري، رئيس محترم جهاد دانشگاهي، در محل نمايشگاه فناوري‌هاي جهاد دانشگاهي حول همين آرمان‌ها است.

سؤال:
جهاد دانشگاهي با چه هدف و انگيزه‌اي تأسيس شد؛ يعني انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن چه خلأيي را در زمينة علمي و فرهنگي احساس مي‌كرد كه به تأسيس چنين نهادي اقدام كرد؟
يادگاري:
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، نقشۀ راهي براي دانشگاه‌ها ترسيم شد تا فعاليت‌هاي علمي مطابق آن حركت كند. حضرت امام(ره) هم آن زمان خيلي تأكيد داشتند كه بستر دانشگاه‌ها را براي فعاليت‌هاي علمي دانشجويان فراهم كنند، ولي متأسفانه دشمنان و نيز دست‌نشاندگان داخلي آنها زمينه را به گونه‌اي فراهم كردند كه دانشگاه‌ها به سمت و سويي كشيده شوند كه به قول آن‌روزي‌ها به جنگ عليه نظام برخيزند. بچه‌هاي اين سرزمين و كساني كه براي ايجاد اين نظام تلاش كرده بودند، زمينه را مناسب نديدند و هر روز ما با التقاطي‌ها و كمونيست‌ها برمي‌خورديم و آنها به هر صورت سعي مي‌كردند دانشگاه را متشنج كنند. نياز به يك زمينه‌سازي و بستر‌سازي انقلاب فرهنگي در دانشگاه‌ها بود. در آن زمان به فرمودۀ حضرت امام، ستاد انقلاب فرهنگي شكل گرفت و انديشمندان، فرهيختگان و مسئولان اجرايي آن زمان جمع شدند و طرحي براي دانشگاه‌ها و انقلاب فرهنگي در كشور شكل گرفت. يكي از آنها تشكيل نهادي بود كه در كنار دانشگاه‌ها هم تفكرات انقلابي- اسلامي يا اسلامي- انقلابي وارد دانشگاه‌ها بشود و هم سرفصل‌هاي مناسب براي دانشگاه‌ها تعيين شود؛ نهادي مثل جهاد دانشگاهي كه هم فرهنگ جهادي داشته باشد و هم به دنبال تغيير اساسي در داخل دانشگاه باشد. ستاد انقلاب فرهنگي آن زمان نهادي را به نام جهاد دانشگاهي تأسيس كرد كه به دنبال همين مسائل بود. بناي اصلي آن تأسيس يك نهاد انقلابي بود كه بتواند اين كارها را انجام بدهد. با گذشت زمان و با توجه به اينكه آموزش عالي وضعيت خودش را پيدا كرد و مديريت منسجمي يافت جهاد دانشگاهي فعاليت‌هاي آموزشي، پژوهشي و فرهنگي خود را از مرحلۀ ايده تا مرحلۀ پژوهشي و از مرحلۀ پژوهش تا مرحلۀ فناوري و از مراحل فناوري تا توليد ادامه داد. اين مأموريت بوده كه پس از سال‌ها جهاد دانشگاهي در دانشگاه‌ها انجام داده و با توجه به اينكه آموزش‌ عالي هم وضعيت مطلوب خودش را پيدا كرده بود، مسئوليت و مأموريت اصلي‌اي پيدا كرد كه خدمت‌تان عرض كردم كه به دنبال آن جهاد دانشگاهي به مسائل آموزشي و پژوهشي و... ورود يافت.
در طول اين سي و دو سال در اين زمينه فراز و فرودهايي هم داشتيم. واقعاً نمي‌توانيم بگوييم كه در همة مأموريت‌ها موفق بوده‌ايم، اما برآيند فعاليت‌ها و جهت‌گيري نهادي مانند جهاد دانشگاهي به گونه‌اي بود كه در كنار دانشگاه‌ها فعاليت‌هاي آموزشي و پژوهشي و فرهنگي انجام دهد.
سؤال:
آيا فعاليت‌هاي جهاد دانشگاهي در داخل دانشگاه با مقاومت مديران دانشگاه روبرو شد؟
يادگاري:
نه، نمي‌شد. به دليل اينكه اكثر بچه‌هاي دانشگاهي در آن زمان خودشان به جهاد دانشگاهي ورود پيدا كرده بودند؛ يعني خودشان پايه‌گذار جهاد دانشگاهي در داخل دانشگاه‌ها بودند و بيشتر هم كارهاي فرهنگي را شروع كرده بودند؛ يعني پايه و اساس جهاد دانشگاهي با برنامه‌هاي فرهنگي شكل گرفته بود؛ يعني تفكرات انقلاب اسلامي و دين مبين اسلام را بچه‌هاي مذهبي درس‌خوانده در داخل دانشگاه‌ها وارد كردند و خود مجموعه مديران دانشگاه‌ها آن زمان بيشتر از طريق جهاد دانشگاهي معرفي مي‌شدند يا بعضي از مسئوليت‌هاي دانشگاه‌ها را برعهدة خود جهاد دانشگاهي گذاشته بودند. همۀ دانشگاه‌ها بستري براي فعاليت‌هاي جهاد دانشگاهي شده بود. پس از آن در آينده تصميماتي گرفته شد كه آن بحث جداگانه‌اي است.
سؤال:
حالا غير از آن تعامل اوليه، آيا بعداً جهاد سعي كرد كه در جذب دانشجويان نخبه تلاش كند؟
يادگاري:
چيزي كه الآن ما داريم مي‌بينيم، قسمتي از جذب دانشجويان نخبه است، يعني همين دستاوردهاي جهاد دانشگاهي كه در نمايشگاه مشاهده مي‌كنيم، نشان‌دهندۀ اين است كه جهاد دانشگاهي توانسته نخبگان كشور را در مقاطعي از انقلاب اسلامي جذب كند و به چنين دستاورد شاخصي تبديل بشود كه در بعضي از رشته‌ها با رويۀ فناوري ورود يافت، مثل همين بحث فرستندگان راديويي، يوپي اس‌ها، دكل‌هاي حفاري، سلول‌هاي بنيادي و... . اينها يعني اينكه ما توانسته‌ايم نخبگان را شناسايي و جذب كنيم. اما اينكه موفق بوده صددرصد اين كار را بكند، نه. ما خودمان هم اعتقاد داريم كه بايد بستري فراهم بشود و برنامه‌ريزي مناسبي بشود كه بتوانيم ارتباطمان را با نخبگان بيشتر كنيم. با برنامه‌ريزي متناسب و تغيير زيرساخت‌ها در آينده مي‌توانيم با توجه به زمينه‌هايي كه وجود دارد، جذب را بيشتر كنيم.
سؤال:
اين موانع از سوي محيط دانشگاه بوده يا از ناحيۀ جهاد دانشگاهي؟


يادگاري:
زيرساخت جهاد دانشگاهي زيرساختي خودجوش بوده و تعريفي براي اينكه بايد به دنبال چه باشيم، نشده است. الآن مثلاً ما بنياد امور نخبگان، معاونت فناوري رياست جمهوري، كانون‌هاي ارتباط مابين دانشگاه و صنعت داريم كه در اين نظام دارد تعريف مي‌شود. در آن زمان اينها نبوده و در آن زمان مرحوم زنده‌ياد كاظمي آشتياني به عنوان يك دانشجو و نيروي ارزشي با چند تن از دوستان و همكاران‌شان در داخل جهاد دور هم جمع مي‌شوند و براساس رشتۀ تخصصي خودشان مي‌خواهند به كمك دانشگاه توانايي‌شان را ببينند و به يك نقطۀ مطلوبي از كار فرهنگي، پژوهشي و آموزشي برسند و اين بستر هم فراهم بود. اما بعدها كه اين نظام‌ها شكل گرفت و ما به همين دهه‌اي رسيديم كه همة نظام‌ها شكل گرفته و مباحث نخبگان و كارهاي صنعتي دارد شكل مي‌گيرد، جهاد دانشگاهي به خاطر خودجوشي و توانايي‌هاي فرهنگي و جهادي‌اش آن بستر را فراهم كرده است. الآن در دورة هيأت رئيسة جديد براساس فعاليت‌هاي روز علمي ، فرهنگي و آموزشي به دنبال يك بازخواني و بازتعريف توانايي‌هاي جهاد هستيم كه يك تغيير زيرساخت، رويه و نگرش در خصوص مأموريت هاي جهاد دانشگاهي در اين نظام بايد صورت گيرد.
مقطع دانشگاهي مقطعي است كه شما به توليد علم رسيده‌ايد؛ يعني مقاله و پايان‌نامه چاپ كرده‌ايد. اگر بخواهيد اين توليد به سرعت برسد، حتماً بايد يك پشتوانۀ جايگاهي داشته باشد كه الآن در اين شرايط معاون فناوري تأسيس كرده‌اند. تصور ما اين است كه جهاد دانشگاهي جايگاهي است كه بايد در داخل دانشگاه‌ها حضور داشته باشد و اين فعاليت را مديريت كند. مديريت اين نوع تفكر و حركت به نظر ما، در شرايط كنوني بايد با جهاد دانشگاهي باشد، با توجه به اينكه هر يك از مسائل يا ارگان‌هاي داخل كشور تعريف مشخصي را پايه‌گذاري مي‌كنند و كارهاي خوب و ارزنده‌اي را دارند انجام مي‌دهند.
بله، اگر بخواهيم از توليد علم به يك محصول يا استاد دانشگاه تبديل بشويم، مراكزي را يا بايد داشته باشيم. به نظر مي‌رسد مديريت اين تفكر بايد به دست جهاد دانشگاهي باشد. به اينجا رسيده‌ايم، زيرا مقام معظم رهبري در نشستي كه سال 86  با جهادگران جهاد دانشگاهي داشتند، بحث‌شان اين بود كه جهاد دانشگاهي مولود انقلاب بود. ايشان اعتقاد راسخي به جهاد دانشگاهي دارند. مضمون جملة ايشان اين بود كه من براي آيندۀ نظام به جهاد دانشگاهي اميد بسته‌ام. برداشت ما اين است كه در كنار كارهاي علمي كه در دانشگاه‌ها انجام مي‌شود و در كنار اعتبارات مالي‌اي كه به اين بستر تزريق مي‌شود، يك جايگاهي بايد باشد كه آن جايگاه فرهنگ پايداري و جهادي را حفظ كند. ممكن است در آينده كارهاي علمي ما به سمتي باشد كه بال ايمان را در كنارش نداشته باشيم. ممكن است علم ما به جايي برسد كه فقط به دنبال اين باشيم كه مثل مالزي بشويم. مقام معظم رهبري باز هم اين را تأكيد كردند و در نشستي كه با جهادگران جهاد دانشگاهي داشتند، همين را فرمودند: «جهاد دانشگاهي شما همان طور كه براساس تقوي پايه‌گذاري شده‌ايد، همين را حفظ كنيد». ايشان در بخشي ديگر فرمودند كه ما نمي‌خواهيم علم‌مان به جايي برسد كه مثل مالزي بشويم.
ايشان در همان صحبت‌شان مي‌فرمايند كه يك روز ماهاتيرمحمد به من (مقام معظم رهبري) گفت: با توجه به پيشرفت‌هايي كرده‌ايم، الآن فقيريم؛ فقر معنوي؛ يعني ما تمام كارهاي علمي را كرده‌ايم و جلو رفته‌ايم، اما الآن يك كشور اسلامي نيستيم. ما به دنبال اين هستيم كه مقام معظم رهبري تأكيد كردند كه نهاد يا مركزي بتواند فرهنگ پايداري را مابين اعتبارات خوب و دانشگاه‌ها حفظ بكند.
سؤال:
مقام معظم رهبري دوبال بودن علم و ايمان را تأكيد مي‌كنند كه اگر اين دو رشته از هم تفكيك بشوند، همان‌طور كه فرموديد: بيراهه‌اي مي‌شود كه آيندۀ كشور را تحت تأثير قرار مي‌دهد. حالا عرض من اين است كه جهاد دانشگاهي زيرساخت برنامه‌اي هم توانسته داشته باشد، انتخاب استادان و پژوهشگران و مسائل ديگر؟
يادگاري:
چيزي كه جهاد توانسته در طول اين سي و دوسال تجربه كند، داشتن يك انسجام سازماني و بستر مناسب براي انواع و اقسام فعاليت‌ها است. برآيند فعاليت‌هايش همان طور كه شما مي‌گوييد، نتوانسته توقع صددرصد نظام را برآورده سازد؛ يعني جهاد دانشگاهي بستري براي حضور نخبگان و فرهيختگان دانشگاهي مي‌شود كه در داخل اين بستر و نهاد فرهنگي غوطه‌ور بشوند و از اينجا بيرون بروند و يك فرد علمي و باايماني بشوند كه دستگاه‌هاي اجرايي به او نياز داشته باشند. ما مدعي هستيم كه جهاد دانشگاهي نتوانسته توقع نظام را برآورده سازد. حالا چه بوده و مشكلات چه بوده، داريم در آنجا آسيب‌شناسي مي‌كنيم. ما بايد در نظر داشته باشيم كه با تغيير زيرساخت‌ها و برنامه‌هاي مناسب به آن هدف اصلي‌اي كه مي‌خواستيم برسيم. بله، ما الآن پيشرفت علمي كرده‌ايم، مثلاً در بحث‌هاي سلول‌هاي بنيادي، نفت، گاز و مهندسي و ... و رشته‌هاي تخصصي ورود پيدا كرده‌ايم، اما اينها همۀ توقعات نظام نبود؛ يعني در كنار فرستنده‌هاي راديويي بايد تربيت‌كنندة افراد نخبه‌اي باشيم كه در خدمت نظام باشند.
سؤال:
حالا سؤال اينجا است ما در حوزة فناوري تلاش‌ها و آثاري را مي‌بينيم. در حوزة علوم انساني با توجه به دغدغة مقام معظم رهبري دربارۀ تحول چه كارهايي انجام شده است؟
يادگاري:
ما با توجه به تجربۀ دو سال و اندكي كه در جهاد داشتيم، در مورد رشته‌هاي علوم انساني انصافاً آن چيزي كه باز هم توقع نظام بوده، برآورده نكرده‌‌ايم، چون ديد رهبري و نظام اين بوده كه نهادي مثل جهاد دانشگاهي به دنبال اين باشد كه بستري فراهم بشود كه علوم انساني را پيش ببرد. ستاد انقلاب فرهنگي هنگامي كه تأسيس شد، به دنبال همين بود. سرفصل‌ها تغيير كند، حالا چه اتفاقي افتاد كه اين حركت ميمون به جايي نرسيد و تحولي ايجاد نشد موضوع ديگري است. اما اين تحول در دهۀ اخير دارد اتفاق مي‌افتد و شوراي عالي انقلاب فرهنگي دارد تلاش مي‌كند دربارۀ تحول علوم انساني كار كند، اما نظر اين بود كه جهاد دانشگاهي هم ورود پيدا كند. اما به دليل فراز وفرودهايي چون مسائل سياسي و عدم برنامه‌ريزي‌هاي مناسب در مقاطع مختلف در درون خود جهاد دانشگاهي اين شكاف به وجود آمد. ما در وضعيت فعلي به دنبال همين هستيم. ما اخيراً يك منشوري براي پيگيري كارهاي علوم انساني با حمايت رئيس جديد پژوهشگاه علوم انساني و هيأت رئيسه تدوين كرده‌ايم، هم در رابطه با فرمايش‌هاي مقام معظم رهبري و هم در مورد الگوي ايراني- اسلامي و سبك زندگي و هم در رابطه با شبكه‌سازي كارهاي علمي، و ما با كمك جناب آقاي دكتر زارعي كه الآن رئيس پژوهشگاه علوم انساني هستند، دنبال آن هستيم.
ما اعتقاد راسخي هم داريم و معتقديم در نهادي مثل جهاد دانشگاهي با هر نوع تفكري كه در درونش وجود دارد، اين تفكرات نبايد در مأموريت‌ها و مسئوليت‌هاي اجرايي دخالت سوء بكند و فرايند دين و دانش آن را خدشه‌دار نمايد.
جهاد دانشگاهي هم به نظر من از لحاظ نهادي مثل سپاه است؛ يعني همان‌گونه كه سپاه حافظ مرزها و ثغور اسلامي است، جهاد دانشگاهي هم بايد حافظ مرزها و ثغور علمي دانشگاه‌ها باشد. اگر خط سياسي تصميم‌گيرندة حركت‌هاي علمي باشد، اين حركت‌ها عقب مي‌مانند و ما در طول اين چند سال ديده‌ايم كه نهادهايي مثل جهاد دانشگاهي به مسائلي ورود پيدا كردند كه نمي‌بايست ورود پيدا كنند و اتفاق‌هايي افتاد كه نبايد مي‌افتاد.
مقام معظم رهبري جايي فرموده‌اند كه «حساسيت‌هاي غلط سياسي را وارد جهاد دانشگاهي نكنيد». من يك عقيدۀ سياسي دارم و طرف مقابل هم يك عقيده. اگر بخواهيم هر كدام‌مان با تفكرات سياسي خودمان كار كنيم، اصلاًٌ فشل مي‌شود و حالتي رخ مي‌دهد كه اصلاً به دنبال علم نيستيم و به دنبال اين هستيم كه همديگر را خنثي كنيم.
در صورتي كه با تفكرات سياسي متعددي كه ممكن است وجود داشته باشد، در يك نكتۀ اقتصادي ايشان نظري داشته باشد و من هم نظري، اما به دنبال اين باشيم كه كار علمي و تحقيقاتي مان را براي استقلال كشور و اقتصاد دانش‌بنيان به كار بگيريم.
بله، تفكرات سياسي متعددي وجود داشته باشد، و براي خودشان محترم باشند، اما كارهاي علمي‌مان را پيش ببريم.
سؤال:
مركز اسناد و پژوهش رياست جمهوري مركزي است كه به تبيين انديشه‌هاي رئيس‌جمهور و پژوهش در اسناد تاريخي معاصر مي‌پردازد. جهاد دانشگاهي هم به عنوان يك مركز پژوهشي چه نوع تعاملي مي‌تواند با اين مركز داشته باشد كه همديگر را در حوزة پژوهش ياري كنند؟
يادگاري:
ما الآن پژوهشگاه علوم انساني، مركز افكار سنجي جهاد دانشگاهي، مركز امام، ولايت فقيه و انقلاب اسلامي و... را داريم كه مي‌توانيم تعاملات خيلي خوبي با هم داشته باشيم و براي بعضي كارهاي تحقيقاتي زمينه را فراهم كنيم. در بحث‌هاي علوم اجتماعي، روان‌شناسي جامعه و ... اين به متخصصاني نياز دارد كه به اين زمينه ورود ‌يابند. الآن ما در پژوهشگاه علوم انساني متخصصاني داريم كه با هدايت رياست محترم اين پژوهشگاه مي‌توانند زمينه را براي پيشرفت بيشتر فراهم كنند.
شما نيازها و توانايي‌هاي خودتان را بگوييد و ما هم نيازها و توانايي‌هاي خودمان را مي‌گوييم كه در يك تعامل تخصصي و كارگروه مشخص برنامه‌ريزي كنيم و تفاهم‌نامه‌اي بين هم برقرار كنيم. مثلاً در رابطه با آراي فرهنگي، معاونت فرهنگي، يك سند راهبردي فرهنگي جهاددانشگاهي را نوشته‌اند و آماده است اين را هم مي‌توانيم در مباحث فرهنگي استفاده كنيم.
لذا ما در رابطه با استقلال كشور، بايد يك نقشة روشن و شفاف داشته باشيم. جهاد دانشگاهي هم در كنار اين نقشه روشن و شفاف جايگاه مناسبي دارد.
ما براي آيندة كشور مي‌توانيم بستر مناسبي براي فعاليت‌هايي داشته باشيم كه بستر آن هم جهاد دانشگاهي است. ما الآن برنامه‌ريزي كرده‌ايم كه توليدات‌مان درآمد خارجي همه داشته باشد. يعني پژوهش بر مبناي رفاه و آسايش هم مد نظر ما هست.


 
امتیاز دهی
 
 

  • ارسال به دوستان
  • چاپ
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
جدیدترین اخبار
>.
.
..
 
     
     
 
..
.
..
..
.
..
..
.
..